
تحريف در اين فيلم ضد تاريخي نه تنها به چند نژادي و وحشيانه نماياندن سربازان ايراني و اندام هاي غول آسا ولي بي غيرت و كم توان آنان ختم نمي شود بلكه با اندام عجيب خشايار شاه در مقابل نوعي ويژگي همجنس گرايانه حاكم ايراني و آرايش زنانه و زيور آلات فراوان كه از سر و گردن وي آويزان است نيز به پايان نمي رسد و تحقير و تحريف را با نمايش شكست فجيع سپاه نا برابر ايرانيان به اوج خود مي رسد ، كه البته همين ساده انگاري ها بهترين سند براي بي ارزش دانستن اينگونه آثار خواهد بود .
برخي معتقدند كه در پس چنين آثاري اهداف سياسي پنهان است و بسياري نيز بر اين باورند كه در سينماي هاليوود ، كسب پول حرف اول را مي زند . بي شك كه درآمد هاي مادي هدف اصلي اكثر توليدات سينمايي جهان مي باشد ولي آيا كساني اين حق را دارند كه با تخريب و دستبرد در تاريخ جهان و تمدن كشور هاي ديگر ، فرهنگ و تاريخ آنها را سرمايه كسب ثروت براي خود بنمايند ؟! فيلم داستاني 300 اولين وسيله نيست كه براي توهين به ايرانيان بكار مي رود كما اينكه در سالهاي حدود 1340 نيز فيلمي با همين موضوع ساخته و نمايش داده شد . ولي جاي اين سوال باقي است كه اين آخرين پرده نمايش خواهد بود يا نه ؟! آيا پس از اين روزنامه نگاران خارجي ، كاريكاتوريست ها ، نويسندگان و فيلم سازان تحريف تاريخ و جغرافيا را اسباب سرگرمي خود و فروش نخواهند كرد ؟ آيا بار ديگر نام خليج ، دريا و خشكي اي تحريف نخواهد شد و يا فيلم سينمايي اينچنيني تاريخ مبدأ تمدن جهان را دستخوش ناجوانمردي قرار نخواهند داد ؟!
سهم ما در اين ميان چيست ؟