سنگ نوشته خرم آباد كه مربوط به دوره سلجوقيان مي باشد ، بيش از800 سال است گرما و سرما را تحمل مي كند و بدون هيچ سرپناه و پشتيباني ، وفاداري خود را به زادگاهش حفظ كرده و با تمام ناملايمات روزگار و تاخت وتازهايي كه بر آن روا شده است ، از اصالت خود گامي به عقب ننهاده است. تا سرانجام در همين چند سال پيش اثر زندگي ماشيني بر آثار تمدن باستاني غالب شد و اتوباني اين اثر تاريخي را پس از عمري از سر راه كنار زد . اما شرح پريشاني سنگ نوشته خرم آباد به عقب نشيني [14 متري] آن و جفايي كه از اين جابجايي متحمل شد به پايان نرسيده و خدا ميداند كي پايان خواهد يافت . همانطور كه شاهد بوديم در روزهايي كه همه براي استقبال از بهار، مالگه بهاري خود را خانه تكاني مي كردند ، عده اي باز هم تمدن و حيثيت شهر را بازيچه [بي كفايتي] و ندانم كاري خود قرار داده و بجاي رونق بخشيدن و سرو سامان دادن به سنگ نوشته و محوطه اطراف آن ، همان حداقل فضاي سبز و امكانات آنرا تخريب كردند و كتيبه باستاني و محوطه آن را بسان قبرستاني مخوف مبدل ساختند .
در روزگاري كه در شهر هاي ديگر، بسياري با تأسيس گروه هاي باستانشناسي و گردشگري ، ايجاد پايگاه هاي اينترنتي ، انتشار نشريات گوناگون و برگزاري همايش ها و جلسات ، از كمترين آثار بجاي مانده از فرهنگ و تاريخ خود صيانت مي كنند و كوچكترين شئ قديمي خود را به عنوان سند تمدن باستاني و سرمشق پيشرفت جهاني محترم مي شمارند و حتي افسانه هاي خيال انگيز خود را واقعي قلمداد مي كنند ، ما بزرگترين پشتوانه ي موجوديت خود را بدون كوچكترين تعصب و دلسوزي و با كوتاه نظري و بي كفايي دستخوش بي مهري قرار مي دهيم .
شايد در تصور مسافران و رهگذران ، اين تصوير انتظار مي رفت كه امسال براي مصون ماندن اين اثرجهاني و جلوگيري از تخريب سريع آن ، طاق و سرپناهي براي آن ساخته شده و فضاي اطراف آن با شعاع بيشتري محوطه سازي شده باشد . اما خود ما شاهد هستيم كه نه تنها كسي براي حفظ و مرمت آثاري چون سنگ نوشته، پل شكسته و بسياري از اين قبيل ارزشي قائل نيست بلكه با بي تدبيري موجبات تخريب فيزيكي و شهرت همگاني آنرا هم فراهم مي آورند .